از سوى دولت ايران هرگز آمار جامع جمعيت مليتهاى اين كشور و زبانهايشان با روش علمى و استانداردهاى بين المللى تهيه نشده است. اين وضعيت دلائل بسيارى دارد از جمله اينكه پس از به حاكميت آورده شدن عنصر قومى و اقليت فارس در كشور توسط استعمار انگليس٫ دولت ايران رسما كثيرالمله بودن ايران را انكار مىكند و سياست يكسان سازى و فارسسازى تمام مليتها و زبانهاى ايران را به عنوان سياست رسمى خود اختيار نموده است. با اينهمه در منابع تاريخى و علمى بسيار مىتوان تركيب جمعيتى ايران در مقاطع زمانى مختلف و روند تغييرات حادثه در آنرا كمابيش و حتى با دقت قابل قبولى بدست آورد. اكنون ديگر قطعى شده است كه
در آغاز قرن بيستم تركها "اكثريت مطلق" مردم ايران را تشكيل مىداده اند. و نيز به احتمال قريب به يقين٫ امروز پس از اعمال نزديك به 80 سال سياست فارسسازى و سركوب زبان و هويت تركان ايران و متعاقبا فارس شدن بخش قابل ملاحظه اى از تركهاى ايران٫ يعنى
در آغاز قرن بيست و يكم هنوز هم مليت ترك اكثريت جمعيتى ايران را٫ اما اينبار "اكثريت نسبى" آنرا تشكيل مىدهد. ( و البته اين٫ زنگ خطرى براى تركهاى ايران است زيرا كه با ميوه دادن سياست فارسسازى دولت و در صورت عدم تغيير در وضعيت فعلى و نرخ استحاله قومى تركها در فارسها٫ تركهاى ايران به سرعت و در آينده نزديك تبديل به اقليتى در كشور ايران خواهند شد).
بندهاى زير از مقاله اى از تاريخنگار برجسته احمد كسروى٫ يكى از ترك گريزان و آذربايجان ستيزان مشهور ايران٫ كه خود آذربايجانى بوده و مليت ترك داشته انتخاب شده است.
[۱] هر چند آثار اين محقق آماتور و بيباك در عرصه هاى مختلف علمى مانند زبانشناسى٫ ريشه شناسى٫ تبارشناسى و ..... به طور كلى چندان داراى ارزش علمى و قابل اعتناء شمرده نمىشوند ٫ او در ثبت رويدادهاى دوران خود مانند انقلاب مشروطه و تصويرنگارى اجتماعاتى كه شخصا شاهد آن بوده است بسيار موفق عمل نموده است. يكى از تصويرنمائيهاى كسروى مقاله اى در باره تركيب جمعيتى ايران است كه در آن بدرستى تركيب جمعيتى مردم ايران در آغاز قرن بيستم را ثبت مىكند. هر چند مانند تمام پژوهش هاى تحقيقى كسروى در اين نوشته نيز تناقض گويي٫ ضعف استدلال٫ آشفتگى در تعاريف و طبقه بندى ها و كاستىهاى ديگر بسيارى وجود دارند (كه من در باره برخى از آنها در پاورقىها توضيحات مختصرى داده ام)٫ در مجموع اين نوشته هم به عنوان بررسىاى كه به اكثريت بودن تركهاى ايران در آغاز قرن بيستم اشاره مى نمايد و هم به جهت آشنائى با روى ديگر و ناشناخته كسروى٫ يعنى فردى علاقه مند و دلبسته به زبان مادريش٫ نوشته اى در خور دقت مىباشد.
وى در اين مقاله از جمله اين موارد را تثبيت مىنمايد:
اكثريت مردم ايران تركند٫ ترك زبانان ايران فرزندان تركان باستانند و نه فارسهاى ترك شده٫ بلكه بخشى از فارسها تركان فارس شده اند. در ايران زبان تركى زبانى محلى نيست و زبانى سراسرى است. برتريت زبان تركى بر زبان فارسى غير قابل انكار است. اين مقاله در مجله العرفان در سوريه، جلد 8، شماره هاى 2 3٫ 4٫ 5٫ به سالهاى 1923 ٫ 1922 و به زبان عربي چاپ گرديده و بعدها توسط پروفسور اوان زگال كسروي شناس و رياضيدان معاصر آمريكايي به انگليسي ترجمه شده است. ترجمه فارسي آن از پروفسور محمدعلي شهابي شجاعي است. متن كامل مقاله در
سايت خط سوم قابل دسترسى است:
----------------------------------------------------
زبان تركي در ايران- «اللغة التركية في ايران»
احمد كسروي I - مقدمهعموماً چنين پنداشته ميشود كه در سرزمين پارسيان (ايران)
[۲] به جز زبان فارسي مردم به زبان ديگري صحبت نميكنند، و
تعداد كمي از گسترش زبان تركي در سرتاسر ايران آگاه هستند. شايد
زبان تركي بيش از زبان فارسي متداول است، و اگر از اكثر ايرانيان سؤال شود كه در كشور آنها به زبان تركي صحبت ميشود، جواب خواهند داد: مطمئنا در ايالتهاي آذربايجان و خمسه (زنجان). و اكثر آنها اين را٫ همجواري اين ايالتها با قفقاز و سرزمين عثماني (تركيه) ميدانند.
من تا به حال نديده ام، يا در ميان ايرانيان يا در ميان خارجيها، كه در مورد ايران و مسائل اجتماعي آن صحبت ميكنند، كسي در رابطه اين موضوع اطلاعات صحيح داشته ياشد......... . به ويژه در كتابهاي خارجي، مستشرقين كه در مورد زبان تركي و مردم تركي زبان تحقيق كرده اند تحقيقاتشان را به سرزمين عثماني مردم تركستان و مسلمانان شناخته شده روس يعني تاتارها محدود كرده اند و به ندرت در مورد ترك زبانان ايران صحبت كرده اند، و آنهايي كه در مورد ايران و زبانهاي متداول در آن بحث كرده اند، فقط زبان فارسي و لهجه هاي آن مانند گيلكي، مازندراني، لري و غيره
[۳] را مورد بحث قرار داده اند، كه اينها در اين ايالتها متداول هستند. اما
در مورد زبان تركي، آنها از ذكر آن غفلت كرده اند و به ندرت در مورد آن صحبت كرده اند، و وقتي هم صحبتي از آن به ميان آورده اند گفته اند اين زبان در آذربايجان متداول است. شايد اطلاعات آنها از طريق مسافرين، كارمندان سفارتها، يا مسيونرهائي است كه عموماً در ايالتها و شهرهاي بزرگ رفت و آمد داشتند، و آنها به ندرت به خودشان زحمت ميدهند به روستاها يا ايلات چادرنشين مسافرت و در مورد زبان و آداب و رسوم آنان تحقيق كنند.........
مفسرين مسائل ايران از توجه به ساير زبانهاي متداول مانند تركي در ايران غفلت ورزيده اند. در مقايسه با زبان فارسي، زبان تركي شبيه دختر زيبائي است كه به آرامي در كنار يك زني بدون حجاب نشسته كه او دل را با جواهرات و عشوه هايش و مغز را با آرايشش افسون ميكند. (اينجا ما تركي را در يك كفه ترازو و فارسي و تمامي لهجه هاي آن را مانند مازندراني، گيلكي، لري، كردي، سمناني، و غيره را در كفه ديگر ترازو قرار ميدهيم. و
اگر منظورمان فارسي سنتي است و آن را با تركي مقايسه ميكنيم، تركي به آن برتري دارد. هيچ كس نميتواند آن را انكار كند. احمد كسروي)
[۴]اما ما ميخواهيم در اين جاده پيش برويم و دروازه اي را كه هرگز باز نشده است باز كنيم. ما ادعا نميكنيم كه اين مقاله كامل است يا يك بررسي و تلاش دقيق است. بلكه، ما بحث خودمان را محدود ميكنيم به سفرهاييكه در ايالتهاي ايران داشتيم،.............
-II آيا در ايران ترك يا فارس در اكثريت هستند؟تركها در يك ايالت ايران به سر نميبرند، همانطوريكه برخي عقيده دارند
آنها تقريباً در تمامي ايالتهاي ايران پراكنده شده اند[۵]( براي اختصار، ما ترك زبانان را «ترك» خواهيم گفت. احمد كسروي)
[۶] تركها و فارسها همانند دو توده جدا شده نيستند بلكه همانند تخته شطرنج در جريان بازي هر بازيكني به طرف ديگر رخنه ميكند و مهره هاي سياه با مهره هاي سفيد به هم آميخته ميشوند. در ميان روستاهائي كه عادتاً فارسي صحبت ميكنند،
اكثر شهرها مانند تهران، شيراز، قزوين و همدان با روستاها يا ايلات تركي زبان احاطه شده اند. و مردم دو شهر اخير هر دو زبان تركي و فارسي را ميفهمند.[۷]امروزه فهميدن اين كه ترك يا فارس اكثريت را تشكيل ميدهند مشكل است. اين بعد از سرشماري كه هويت فارس و ترك را روشن سازد معلوم ميشود، اما حكومت ايران همچون سرشماري را براي شهروندان خود يا جمعيت ايالتها انجام نداده است،
[۸] تا اينكه فارسها را از تركها تشخيص دهيم.
نظر مؤلف اين است كه اكثريت با تركها ميباشد و اين يك تخمين الكي نيست، بلكه آنچه كه ما در زير ارائه ميدهيم، نتيجه تحقيقاتي است كه انجام داده ايم و اعداد و ارقام آن را ارائه خواهيم داد.
1- آذربايجان، يكي از چهار ايالت بزرگ و خيلي مهم ايران است. (از نظر اجرايي ايران به چهار ولايت، آذربايجان، خراسان، فارس و كرمان و بيش از ده ايالت مانند مازندران، گيلان، كردستان و غيره تقسيم شده است. احمد كسروي)، آذربايجان داراي يك و نيم ميليون نفوس ميباشد و ناحيه خمسه
[۹]، كه جمعيت آنجا را چادرنشينها و مردم مقيم تشكيل ميدهند. كه در شهرها و روستاهاي آن مردم به زبان تركي تكلم ميكنند و زبان فارسي را نميفهمند مگر اين كه توسط معلمين به آنها ياد داده شود. البته در كنار مردم آذربايجان اقليت كرد مكري نيز زندگي ميكنند كه به كردي تكلم ميكنند.
2-
اكثر روستاها و ايلات در خراسان و فارس و بخشهاي همدان و قزوين و عراق عجم (اراك فعلي) و استرآباد (گرگان فعلي) ترك هستند [۱۰]، و مسافريني كه در خيابانها و كوچه هاي تهران قدم ميزنند از ديدن روستائيهايي كه در خيابانهاي تهران تركي صحبت ميكنند تعجب خواهند نمود. برخي از اينها در سالهاي اخير از آذربايجان و خمسه (زنجان) به تهران مهاجرت كرده و در اين شهر مقيم شده اند و ديگر هويت خود را فراموش كرده اند. و خودشان را يك شهري ميدانند.
[۱۱] 3- در ديگر قسمتهاي ايران، اكثريت با تركها نيست. اما در اين بخشها نيز ايلات و روستائياني وجود دارند كه به زبان تركي صحبت ميكنند. استثنا فقط در ناحيه كرمان و بخشهاي گيلان، مازندران، كردستان، لرستان، و غيره است.
[۱۲] به طوري كه در اينجاها ترك وجود ندارد مگر اين كه در سالهاي اخير به آنجا مهاجرت كرده اند و خودشان را همشهري اين ناحيه ها نميدانند. اين ضربالمثل روسي درست است كه ميگويد: «نيزه بدون سر وجود ندارد» در حقيقت، در مازندران دو ايل ترك وجود دارد، كه با قبيله هايشان در ساري مركز مازندران زندگي ميكنند، تعدادشان بيست قبيله است كه از سرتاسر ايران به اينجا مهاجرت كرده اند و در مازندران ساكن شده اند، و ديگر به تركي صحبت نميكنند.
ما تصميم گرفته ايم (همانطوري كه گفته ايم) چيزي را نخواهيم گفت مگر اين كه با اعداد عربي قابل بيان باشد، و تخمين و خيال به طور مطلق قانع كننده نيست.
- IIIآيا آنها ترك هستند يا ترك شده اند؟.................آيا مردم آذربايجان، خمسه و ديگر ترك زبانان ايران از نسل ترك هستند كه از تركستان مهاجرت كرده اند يا آنها فارس بودند كه بعد از غلبه چنگيزخان ناگزير شده اند جهت حفظ زمينهايشان زبان اصلي خود فارسي را فراموش كنند و زبان تركي را انتخاب كنند؟ ................
سخن كوتاه،
تركي زبانان ايران كه در سرتاسر ايران پخش شده اند فارس زبان نبودند كه به زور مجبور شده باشند از زبان اصلي خود صرفنظر كرده و زبان تركي را ياد بگيرند. ترك زبانان ايران فرزندان تركهايي هستند كه در زمانهاي باستاني از تركستان جهت پيداكردن پناهگاه و چراگاه مهاجرت كرده اند و فاتحين ايران گشته اند و در سرتاسر آن پخش شده اند و هر جا كه اراضيهاي وسيع بود ساكن شده اند و در طول زمان با اهالي ادغام شده و با آنها ازدواج كرده اند. عادتها و لباس و مذهب آنها را قبول كرده اند،
[۱۳] (قبايل ترك كه در استرآباد سكني گزيدند تركمن گفته ميشوند هنوز به مذهب سني و همانند روش لباس پوشيدن و آداب رسوم خودشان وفادار هستند و هنوز با فارسها به جز در برخي موارد ادغام نشده اند. احمد كسروي)٫ اگر چه زبان تركي را حفظ كرده اند و حالا فرزندان آنها به همان زبان يعني تركي صحبت ميكنند (اگر چه
تركهايي هم بوده اند كه در ميان مردم بومي حل شده اند و زبان خودشان را فراموش كرده اند.)
[۱۴]اثبات ادعاي ما، بعلاوه آنچه در بالا مطرح شد، از كتابهاي تاريخ بر آورده ميشود. (يك اعتقاد قديمي وجود دارد فاتحين ترك تعداد زيادي از نيروهاي نظامي خود را بين مردم ايران جا دادند و با آنها ادغام شدند و با آنها ازدواج كردند و ايرانيها را مجبور ساختند كه به تركي صحبت كنند و آنها نيز از ترس تركها به تركي صحبت كردند و زبان خودشان را فراموش كردند. ............، اما
اطلاعات كافي براي ادعا وجود ندارد، چون اين ادعا توضيح نميدهد كه چطور اين تعداد ترك زبان خودشان را در بين تعداد زيادي فارسي زبان كه آنها را احاطه كرده بودند حفظ كردند. احمد كسروي)
-------------------------------------------------------
توضيحاتى از من:
[۱]- كسروى در سالهاى واپسين زندگى خود٫ از آذربايجان ستيزى و ترك گريزى دست كشيده و حتى ابراز پشيمانى نموده است.
[۲]- ايران معادل سرزمين پارسيان نيست. ناحيه فارس نشين كشور (پرشيا-فارسستان) تنها بخشى از ايران است. وانگهى قوم فارس فعلى با قوم پارس باستانى نه تنها يكى نيست بلكه ادامه مستقيم آن هم نمىباشد. قوم فارس زبان امروزى به لحاظ تبارى٫ زبانى و فرهنگى آميزه اى از پارسيان باستان با ديگر ايرانىزبانان٫ بوميان غير ايرانىزبان٫ اعراب و تركها است.
[۳]- به لحاظ زبانشناسى٫ لرى٫ گيلكى٫ كردى٫ تبرى ٫ سمنانى و .... هيچ كدام لهجه زبان فارسى نيستند٫ بلكه مانند فارسى هر كدام زبانى مستقل و خويشاوند از خانواده زبانهاى ايرانى مىباشند.
[۴]- اساسا كسروى در قسمت سوم اين مقاله به اثبات برتريت زبان تركى بر فارسى پرداخته است.
[۵]- كسروى در اينجا محلى نبودن و سراسرى بودن زبان تركى در ايران را در نظر دارد. وى از اولين محققانى است كه دقتها را به اين واقعيت جلب كرده است.
[۶]- با اينهمه در ادامه مقاله٫ وى بخشى را به اثبات ترك تبار بودن ترك زبانان ايران٫ و فارس تبار نبودن آنها اختصاص داده است.
[۷]- قزوين و همدان كه خود شهرهائى دوزبانه اند مانند جزيره اى در ميان ناحيه ترك نشين شمال غرب كشور٫ يعنى در داخل آذربايجان قرار دارند.
[۸]- پس از قريب به هشتاد سال از نگارش اين مقاله٫ دولت ايران هنوز هم سرشمارى جامعى در باره مليتهاى ايرانى و زبانهايشان انجام نداده است.
[۹]- در اينجا مقصد كسروى تقسيمات اجرائى و ادارى كشور است. زيرا خمسه بخشى از ناحيه پيوسته ترك نشين شمال غرب كشور و يا به عبارت ديگر بخشى از آذربايجان و در داخل آن است.
[۱۰]- همانگونه كه گفته شد همدان٫ قزوين و بخشهاى ترك نشين عراق عجم جز آذربايجانند. خراسان و فارس (ايران جنوبى) دو ناحيه ديگر در ايرانند كه تركهاى آذرى به انبوهى در آنها ساكنند.
[۱۱]- شهر تهران و حومه آن٫ پايتخت دول تركى غزنوى٫ سلجوقى و قاجار٫ اقلا از قرن ۱۰-۱۱ ميلادى موطن و مسكن گروههاى بيشمار تركى بوده است و تركهاى اين شهرستان منحصر به مهاجرين جديد نيستند. اساسا بخش ترك نشين استان تهران جز آذربايجان ائتنيك و خود شهر تهران بر مرز منطقه ترك نشين و فارس نشين ايران قرار دارد.
[۱۲]- اين تثبيت كسروى آشكارا نادرست است. نه تنها در زمان وى بلكه امروز نيز گروههاى تركى بسيار در مازندران٫ گيلان٫ كردستان٫ لرستان و كرمان ساكن مىباشند كه مركب از هم گروههاى طائفه اى (كوچ نشين و تخته قاپو) و هم غيرطائفه اى (روستائى و شهرى) مىباشند و بسيارى از آنها مانند تركهاى مازندران و لرستان و كرمان سابقه سكونت هزار ساله اى در آن نواحى دارند.
[۱۳]- اين ادعاى كسروى دقيق نيست. اقلا در قرون وسطى نه تنها تركها متاثر از مذهب فارسها و ديگر ايرانيان نبوده اند٫ بلكه بر عكس تركهاى علوى آسياى صغير و آذربايجان (قزلباشها) عامل پذيرش و گسترش مذهب شيعه در ميان فارسها٫ لرها٫ گيلكها٫ تبرىها و برخى ديگر از مليتهاى ايرانى زبان بوده اند.
[۱۴]- كسروى در اينجا نظر به مساله بسيار مهم استحاله تركها در فارسها و ديگر گروهها و نقش تركها در تشكل تبارى فارسها دارد. يادآورى مىشود كه برخى پژوهشهاى جديد٫ ترك تبار بودن ۳۰-۴۰ در صد از فارس زبانهاى امروز ايران را مطرح مىنمايند.
بو یازینی سسله دینلهمک اوچون
بورایا کلیلک ائدین
برای شنیدن این نوشته به صورت فایل صوتی به اینجاکلیک کنید.
تیلیم سیزمیشم
اوٍچ قرنيدن سوْنرا تيليم¬خاندان يازماق عاشيق علسگر دئديگي کيمي, “يازماماغي يازماغيندان ياخشيدير”. قيناما مني، من نييه تيليمدن يازيم؟ يوْخسا بو ائلين يازانلاري اؤلوب، اوزانلار ديلينين ازبري تيليمخان, بيزيم ادبيات تاريخلريميزده، فاکولتهلريميزده، بيليميوردلاريميزدا نه¬دن بئله بير حؤرمتسيزليگه معروض قاليبدير. بيلميرم تيليم ديري اوْلسايدي بونو دا “مهري خانيم”ين گؤزوندن گؤرهجکايدي؟!
“سن مني ائلهدين ائلدن اولوسدان”
بيلميرم.
آنجاق بيليرم تيليمدن يازماق منه يارامير.
تيليم، تيليم، ديليم، ديليم- ديليم اوْلموش ديليمده يازيب ياراتميش خان.
آذربايجانين دوغو سيٌنيرلاريندا ديليميزي قوْرويان آسلان!
چؤگور تئللرينه تانيش شاعير،
ماهنيلاردا ياشايان،
دؤشدن دؤشه، دوْداغدان ـ دوْداغا، تئلدن ـ تئله، سازدان سازا، سازدان سؤزه، ياشايان، بيزه چاتان توٍرکولردير تيليم.
ديوانسيز امپراطور، دفترسيز شاعير، چؤگورسوز اوزاندير تيليم.
مرَغئي گديکلرينده مني هايلايير، گلديم، گلديم، گلديم، تيليم دده، ددهتيليم، سن ددَم قوْرقود، سن. . .
کيمليک سيمگهسي، سن کيمليک زيروهسي,
سنه من نييه هاي وئريم؟ تيليم!
يوْخسا بو ائلين هاي وئرنلري اؤلوبدولر؟
يوْخسا بو اؤلکهنين ائله بئش ـ آلتي شاعيري واردير؟
يوْخسا سن بو اؤلکهنين شاعيري دئييلسن؟
يوْخسا شاهسئون قيٌزلاري سنين آديني ائشيتمهييبلر،
يوْخسا اوْ قيٌزلار سنين سؤزـ ييٌرلارينلا ساچلاريني يئللرده اسديرمهييبلر بايراق کيمي هالايلاردا،
بو را بير اوزان گتيرين
ييٌرسيزميشام
قاراخانسيزميشام
هالايسيزميشام
چؤگورسوٍزموشم
لئيلاناسيزميشام
تيليمسيزميشم
ديليمسيزميشم
هاي موٍسلمانلار!
توٍرکوسوزموشم!
مزلقان چاييندان يئنه آخيرمي توٍرکولر؟
تيليم کيمي گئدم اوْردا بير اوْوج توٍرکو ايچم
“مزلقان چاييندان گؤتوردوم هاوا”
لئيلانا
لئيلانا
لئـي
لا
نا
سيز
ميـ
شا
م
۱- لئيلانا: شاه¬سئون هاواسيندا بير اوْيوندور (رقص).
قایناق:آلما یولو
امروز در همه نقاط آزربایجان یک عادت مسری رایج شده که والدین با فرزندانشان فارسی حرف میزنند!
وقتی علت را میپرسید معمولا جوابها چند نوع است!
۱- فارسی کلاس دارد!!!!
اگر معیار کلاس باشد ترکیه ی ترک بسیار باکلاس تر و بافرهنگتر از ایران است.چرا صبح تا شب مشغول تماشای تلویزیون ترکیه هستیم و از لباس گرفته تا مبل و شامپو و . . .همه جنس ترکیه است مصرف میکنیم ولی به فرزندانمان زبانی را ( که نصفش عربی است و خیلی از کلمات اساسی اش مثل "تازه" و "کهنه" و "بزرگ" و "کوچک" ترکی اند) می آموزیم که اسمش فقط فارسی است!
۲-این یک روند جهانی است!
فارسی فقط در ۳ کشور افغانستان ایران و تاجیکستان استفاده مشود که در ایران و افغانستان فقط
یک سوم جمعیتش فارس است!
اما ترکی در ایران(۲۵الی ۳۰ ملیون) و ترکمنستان و آزربایجان شمالی و قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان و غرب چین و در اروپا استفاده میشود! در ثانی برای جهانی بودن ترکی مثالی میزنم تا فرق فارسی و ترکی در جهانی بودن روشنتر شود!
برای مثال در جی میل یا در یاهو شما میتوانید زبان ایمیل تان را ترکی کنید اما فارسی . . .
یا در ویکی پدیا که از آن میتوان به معیاری برای جهانی بودن زبانها دست یافت فارسی نزدیک به ۴۰۰۰۰ مقاله دارد در صورتی که ترکی با بیش از ۱۰۰۰۰۰ مقاله در زمره زبانهای برتر ویکی پدیا در داشتن مقاله است
۳-کسانی که فارسزبان اند در تحصیل و اشتغال موفقترند! این هم نادرست است!
در واقع ترکها همیشه (بجز در برهه های زمانی کوتاه) حاکمان ایران بوده اند! حتی پهلوی های ضدترک خود دو رگه اند(مادر ترک پدر فارس) و از ابتدای انقلاب شوم اسلامی تا کنون همیشه ترکها در صدر حکومت بوده اند خامنه ای( ترک خراسان) و احمدی نژاد ( ترک سمنان) و خاتمی و رجایی(ترک قزوین) و بنی صدر(ترک همدان) و بازرگان(ترک تبریز) و حداد عادل(رئیس مجلس) وشیرین عبادی(بنده جایزه صلح نوبل) و از ورزشکاران هادی ساعی و حسین رضازاده و جوکار(همدان) و از دانشمندان هم میتوان به علی جوان کاشف لیزر و فیروز نادری از مقامات بلندپایه ی ناسا اشاره کرد!(بیشتر افراد موفق ترکند نه فارسزبان)
پس به فرزندانمان زبان اجدادیمان ترکی را بیاموزیم نه فارسی با لهجه تهرانی که فقط ۲۰۰ سال قدمت دارد
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Azerbaijanis
http://en.wikipedia.org/wiki/Iranian_Azeris
قای دکتر م. پناهیان کتابی بر اساس تحقیقاتش در 4 جلد به نام "
فرهنگ جغرافیای ملی ترکان ایران زمین" در سال 1351 به چاپ رسانید که ما در اینجا به نقل از آن کتاب به تعداد روستا های ترک زبانی که خارج از 4 استان آذربایجای شرقی و غربی و اردبیل و زنجان که تقریبآ همه روستاها تورک هستند ونیازی به نوشتن این لیست نیست ؛؛ حال آن روستاها:
نام شهر_______ روستاهای تورک وابسته
نام شهر
تهران 209 روستا شهر رضا 19 روستا
قزوین 441 روستا شهر کرد 30 روستا
اراک 334 روستا فریدن 82 #
ساوه 224 روستا بیجار 135 #
دماوند 28 # تویسرکان 9 #
قم 17 # شاه آباد (اسلام آباد) 2 #
محلات 12 # کرمانشاه 8 #
طوالش(هشتپر) 68 # همدان 452 روستا
رشت 39 # اهواز 5 روستا
بندر انزلی 10 # خرم آباد 65 #
فومن 4 # آباده 65 #
لاهیجان 4 # بوشهر 57#
آمل 2 # شیراز 29 #
ساری 7 # فسا 47 #
شاهرود 15 # فیروز آباد(فارس) 12 #
گرگان 107 # کازرون 53 #
نوشهر 1 # سیرجان(2) 4 #
سنندج 83 # درگز 99 #
اصفهان 7 # سبزوار 109 #
لار 10 # بجنورد 193 #
مشهد 25 # قوچان 330 #
نیشابور 46 #
از این آمار میشود چند نتیجه گیری کرد
۱-شهرهای قزوین اراک همدان و ساوه آذربایجانی اند!
۲-ترکی نه تنها در خراسان شمالی و آذربایجان زبان اکثریت مردم است بلکه در کل ایران حضور دارد و باید زبان سراسری ایران باشد!